تبلیغات
زندگی یا مرگ - مطالب شهریور 1386
زندگی یا مرگ
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :حامد
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به عشق چیه؟





...............................................................................................................

خداحافظ گل لادن، تمومه عاشقا باختن

ببین من گریه هام ا ز عشق، چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه ،گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابید، به چشمونم نمی شونه

تو این شبهای تودر تو خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم ، گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب ، غم بارون رو بردارم

تو این رویای سر در گم، خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه، که بارونی نمی تونه

طلسم بغض و برداره از این پاییزه دیوونه

........................................................................................

نــگو بار گران بودیم و رفتیم

           نـــــگو نا مهربان بودیم و رفتیم

                            آخه اینها دلیل محکمی نیست

                                        بـــگو با دیـــگران بــودیم و رفتیم

خب.این هم از آخرین آپم.خداحافظ تا تابستون سال بعد.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

          
پنجشنبه 22 شهریور 1386

.............

من صبورم اما بخدا دست خودم نیست اگر می رنجم

یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم

من صبورم اما چقدر با همه عاشقیم محزونم

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمونم

من صبورم اما بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم

من صبورم اما...آه..این بغض گران صبر نمی داند چیست

من صبورم اما بخدا دست خودم نیست اگر می رنجم



نوع مطلب : شعر و قطعه ی ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

          
سه شنبه 20 شهریور 1386




نوع مطلب : والپیپر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1386

آیا می‌توانید نوشته زیر را بخوانید؟

..

.

.

.

.

.

.

اگر نتوانستید، گوشه چشم‌هاى خود را بکشید و چشمانتان را تقریباً ٩٠٪ ببنیدید. مثل چشم ژاپنی‌ها. حالا دوباره به متن نگاه کنید. این بار حتماً خواهید توانست آن را بخوانید. جالب بود نه؟

ژاپنی‌ها از این سیستم رمزبندى در جنگ جهانى دوم استفاده می‌کردند و هیچکس بجز خودشان از نوشته‌هایشان سر در نمی‌آورد!





نوع مطلب : مطالب جالب و خواندنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1386




نوع مطلب : کارت پستال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1386




نوع مطلب : کارت پستال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1386




نوع مطلب : کارت پستال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1386

شایعه شده سی دی مبتذل فوتبالیست پر آوازه ی ایران منتشر شده است، آن هم در روزهایی که او پس از پایان دوران بازی،حالا وارد عرصه ی مربیگری شده و ثابت کرده در این حرفه هم می تواند آدم موفقی باشد.خطرات تهیه ی سی دی مذبور را می پذیریم و بار گناه آن را هم به جان می خریم و به تماشای آن می نشینیم! کاملا مشخص است که مرد حاضر در سی دی ، آن فوتبالیست پر آوازه نیست، اما نهایت تلاشمان را می کنیم که " این " را " آن " بدانیم و باور کنیم که فیلم با ارزشی به دست آورده ایم !! و با درایت تمام وارد حریم شخصی یک آدم معروف شده ایم !

یک سی دی مبتذل دیگر را به نام یک هنر پیشه ی زن سند می زنیم ! این بار تمام تلاشمان برای این که زن موجود در سی دی را، هنرپیشه ی سریال های طنز تلویزیون تلقی کنیم و به خودمان دروغ بگوییم، مسخره تر است! چون مثل روز روشن است که این تصاویر اصلا مربوط به ایران نیست. ولی ما این قدرت را داریم که به خود بقبولانیم که " این" ، " آن" است و بعد شهر را پر از شایعه کنیم !!

تعدادی از بهترین فوتبالیست های ما در خارج از کشور زندگی می کنند و ما از احوال آنها تقریبا بی خبریم. اما این دوری مسافت باعث نمی شود برایشان خبر نسازیم ! هر چند وقت یک بار برای آنها حرف و حدیث در می آوریم و جالب است که رسانه های همان کشور بیگانه که ظاهرا باید در کانون خبر قرار داشته باشند هم از مطبوعات داخلی ما خوراک خبری می گیرند! همین چند ماه پیش بعد از آن که ما کشف کردیم فلان فوتبالیست در امارات صاحب فرزندی نامشروع شده ، به فاصله ی چند روز مطبوعات امارات این خبر را به نقل از روزنامه های ایران منتشر کردند !

یک قهرمان ملی در یک تصادف رانندگی آسیب می بیند و ما به جای نگرانی برای سلامتی او، ترجیح می دهیم علت تصادف را مصرف مشروبات الکلی توسط او جلوه دهیم و از ایجاد این وضعیت راضی باشیم !

مجری برجسته تلویزیون که مدتی است علاوه بر عوام، خواص نیز او را زیر ذره بین برده اند در جزیره ی پرماجرای کیش برای مصاحبت با چند خانم در حاشیه ی برگزاری یک کنسرت، مورد بازخواست قانونی قرار می گیرد و همین بازخواست بهترین فرصت برای انتشار این شایعه است که او در یک مجلس " اسمشو نبر(!!) " دستگیر شده، زندانی شده و در نهایت هم با پا در میانی بزرگان آزاد شده است! وقتی از شایعه سازان می پرسیم پس چطور این آقا چند ساعت بعد در تهران بوده و به اجرای برنامه پرداخته؟! ، جواب خاصی نمی شنویم !

عبارت " پا در میانی بزرگان " گرچه دقیقا توهین به سیستم قضایی کشور است، اما استفاده از آن در بستر ضد اخلاقی شایعه سازی اصلا منعی ندارد! به این هم توجه نمی کنیم که اگر قرار بود پا در میانی بزرگان باعث نادیده گرفتن جرم و جنایت عده ای شود ، خیلی ها که الان در زندان هستند ، هرگز پشت میله ها نمی رفتند و خیلی ها که هم اکنون زیر خاک هستند همچنان روی زمین زندگی می کردند 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1386

کشاورزی چینی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه استفاده میکرد.یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد.همسایه ها در خانه ی او جمع شدند و به خاطر بد شانسی اش به همدردی با او پرداختند. کشاورز به آنها گفت:شاید این بد شانسی بوده و شاید هم خوش شانسی فقط خدا میداند

یک هفته بعد؛ اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از آن سوی تپه ها بازگشت. این بار مردم دهکده به او بابت خوش شانسی اش تبریک گفتند. کشاورز گفت: شاید این خوش شانسی بوده و شاید بد شانسی فقط خدا میداند

فردای آن روز وقتی پسر کشاورز در حال رام کردن اسب های وحشی بود؛ از پشت یکی از اسب ها به زمین افتاد و پایش شکست. این بار وقتی همسایه ها برای عیادت پسر کشاورز آمدند؛به او گفتند :چه آدم بد شانسی هستی کشاورز باز هم جواب داد : شاید این بد شانسی بوده و شاید هم خوش شانسی؛ فقط خدا می داند.

چند روز بعد سربازان ارتش به دهکده آمدند و همه جوانان را برای خدمت در جنگ با خود بردند؛به جز پسر کشاورز که پایش شکسته بود. این بار مردم با خود گفتند: کشاورز راست می گفت؛ ما هم نمی دانیم شاید این خوش شانسی بوده و شاید بد شانسی فقط خدا میداند؛ آری تنها خداست که میداند





نوع مطلب : اندکی تامل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1386

زندگی جدولی است که جایزه ی پر کردن خانه های آن مرگ است



نوع مطلب : کارت پستال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1386


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی